تبليغاتX
ن

ن

مذهبی - سیاسی

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.

 شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/03ساعت   توسط بهزاد  | 

به نام خدای شهیدان                           شب قدر

آمده ام تا امشب در کنار نتیجه کلامت،قرآن،همراه تو شوم و بر چاه کوفه بگریم.از تکرار خسته شده ام و گفتن اینکه تنهایم. تنها هویت ما مغضوبین شده. اما علی میخواهم دیگر مستضعف نباشم. من دیری است خود را گم کرده ام. میخواهم خودم را باز شناسم. خودم را باز در کوچه های تاریک کوفه بازیابم. در میان سکوت بی دعایت و ذولفقار عملت. آمده ام دوباره برای از خون بگویی و از تحمل. علی! طاقتی ندارم. مرغ سر بریده ای شده ام که در هوای سری که سامانش دهد، پرپر میزند. علی قرارم بده. مرا با شناخت آشنا کن. برای بازگشت به خویشتن، باید به تو برگردم. بفهمم سالها سکوتت را وقتی حق تو بودی. مصلحت را معنی کنم و منفعت را از آن باز شناسم. و باز صدای شیعه شهیدت بر فضای ذهنم طنین می اندازد " هیچ مصلحتی بالاتر از مردم نیست". علی من از تو فاصله گرفته ام؟ چند قرن؟ آنقدر شده که دیگر از خون جز جهشش را نبینم؟ آنقدر شده که از مرد ، جز جسمش را نبینم؟ علی! زینب با من غریب شده. فریادگر کربلا را گم کرده ام. گم کرده ام آن قلم ضجه زن طغیانگر را. علی مرا چه شده است؟ این خویشتن من کجا جا مانده است؟ روحم از او جدا افتاده. کمک کن که امشب فقط و فقط محض خودم باشم نه برای مخاطب.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت   توسط بهزاد  | 

 

از سرزمین گرفته و محزون من و تو ، بی آنکه در تکاپوی " بودن " باشند،من " مانده ام " با هزار گونی که نمیرویند الا به انتظار. به درختچه ای سبز و زیبا که شاید حیاتش جرمش باشد.من مانده ام با آرزوهایی که بی ریشه سر میزنند از این خاک سخت. آرزوهایی که دیگر نه خوشه پروین را در آسمان ملالت بار سرزمینت میبینند و نه راه علی را. من مانده ام با یک " هیچ بزرگ " . اینک میتوان گفت که «خیال در کویر زیبا میروید». خیال من این زندگی است؛ این سراسر آرزویی که بی هیچ شاخ و بنه ای،پرهیزکار و قانع از دل خاک من سر بر می آورد و سر به آسمان مینهد. تا "بودن"را جانشین "ماندن"  کند.از این سرزمین بریده ام. به همین دلیل وقتی آرزویم میروید، رو به آسمان است.آخر از این خاک حاصلی ندیدم، نکند در آسمان هم کویر باشد؟اکنون که آن بالایی پیغامی از صدرة المنتهی عشق بده ، آناهیتا آنجاست؟ از «راه علی» به کعبه رسیدی؟راستی علی از خون چه خبر؟ نزد اویی؟ او که میشه جاوید است. همان را میگویم که تو پیامش شده بودی؛ چه میگویم، پیام پیامش. وضع ما را ببین که حال باید پیام تو بود.این رسالتها تا کی ادامه میابد؟به راستی آن بالا کویر نیست؟ اگر نیست چرا خدا خودش پایین نمی آید و سری به این خاک سخت نمی زند؟ نکند خودش هم میترسد. شاید پیامبران به همین دلیل مبعوث شده اند!آخرعلی خسته شده ام از این ماندنهای بی دلیل.علی ............تنها شده ام.

علی اگر آن بالا کویری نیست، بگو برایم باران بفرستند. بگو اینجا خواهر، دشمنم شد و شهر یکپارچه جهنم.علی از فرار خسته شده ام.دیگر کم مانده از خودم هم فرار کنم.اینجا صحبت از بت نیست.اینجا همه بت شده اند.بت پرستی نیست، همه خود پرست گشته اند. و چه زیبا " میزند " این خدای پاک پرستیدن. علی اگر آن بالا کویری نیست، چرا ابراهیم نمی آید؟ میترسد دیگر انسانی باقی نگذارد؟شاید هم در این اندیشه است که بعد از شکستن بتها این بار تبر را بر دوش چه کسی بگذارد.بر دوش خودش؟ او را که خواهد شکست؟علی بگو باران ببارد.بگو بی چشم داشت نوازشی از کویر، آرام و سبک و بی ریا بر آتش سنگین دلم فرو نشیند تا دمی از یاد برم خواهر کیست، دوست چیست، انسان کجاست...... بگو اما باران بر خیابانهای کویرم نبارد.بگذار بوی خون تا سپیده دم ظهور، از این خیابانها به مشام برسد.شاید کسی در ذهن خود نجوا کند که " اینجا انسانی مرده است".یادت هست میگفتی در همه جای قرآن میتوان به جای "الله" واژه "ناس" را قرار داد؟پس بیا وببین در این خیابانها هر روز چند خدا سلاخی میشود.راستی علی اگر نماینده خدا،خدا را به ارتداد متهم کند تکلیف چیست؟در " مذهب علیه مذهب" نگفتی اگر خدا در برابر خدا بایستد چه کنیم.راستی علی اگر باران ببارد، به روی خدا هم خواهد بارید؟راستی علی به آرزویت رسیدی.از کاخ سبز مینالیدی و شهادت را دسیسه این کاخ میدانستی.بیا و ببین که دیگر " سبز " محکوم شده و "خدا"حکم قتلش را داده.علی از خدا بیزار شده ام و شیرینی این کفر را به نماز خدا نمیدهم. اگر نماز بخوانم باید برای " خدا" بخوانم؟علی، برایم جایی نشان بده. میخواهم نماز بگذارم اما نه برای خدایان.میخواهم برای یک هیچ بزرگ قیام کنم.به من بگو با این همه خدا،من رو به سوی کدامین کعبه کنم؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت   توسط بهزاد  | 

اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان

دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها

و سرداران آنها است و


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت   توسط بهزاد  | 

واژه­ی دمکراسی در زبان روزمره برای بسیاری آشناست. در زبان فارسی معادل «مردم­سالاری» را برای آن انتخاب کرده­اند. اما در واقع باید گفت که این یکی از مفاهیم پیچیده و پرسویه در اندیشه‌ی سیاسی است و تعریف آن کار چندان آسانی نیست. بطور ساده شاید بتوان گفت که دمکراسی یک نظام سیاسی و اجتماعی و به عبارت دقیق­تر نوع خاصی از سازماندهی دولت و نهادهای آن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت   توسط بهزاد  | 

بابک این بزرگ مرد آزادی خواه مرد عمل چه کسی بوده که این همه مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفته است.
این بابک کیست که بعضی ها او را مرتد بعضی ها او را خائن بعضی ها او را غیر ترک و بعضی ها او را بزرگ مرد آزادی و…. میدانند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/06ساعت   توسط بهزاد  | 

به نام خدای شهیدان

 

نوشته: بهزاد صبری

توضیح:با توجه به شرایط کنونی و نیازی که احساس میشود،لازم دیدم قسمتی از کتاب "تاریخ سرخ"را که در دست نگارش است،با تخلیص فراوان و به صورت نیاز فوری ،به دست دوستان برسانم.از آنجا که بحث وحدت تاریخی حرکت امام حسین موضوع اصلی این کتاب است ولی در اینجا سعی داریم تنها به قسمت شکنجه و مقاومت در بحث قیام حسین بپردازیم.امید است نوشته حاضر بتواند سوالها و شکیات را کاهش داده و گاممان را در مسیر سرخ عاشورا استوارتر سازد.

حسین و شکنجه هایش

در هر مبارزه ای اولین شک و ترسی که به انسان رسوخ میکند ، میزان تحمل اوست در برابر فشارها.اگر ما یک سازمان چریکی در یک مبارزه درون حکومتی باشیم،این فشار عبارت خواهد بود از شکنجه و مرگ.در صورتیکه در مبارزات برون حکومتی و جنگ،فشار تنها دارای ترس مرگ است.بنابراین فشار روحی که افراد در سازمانهای مبارز و یا تشکیلات مخفی تحمل میکنند بسیار بیشتر از مبارزات آشکار است؛از این رو خطر تسلیم شدن و لو دادن(بریدن) در مبارزات مخفی هم بیشتر از جنگ است.در مبارزات مخفی نیرو محدود است و کشته شدن یک نفرمیتواند تاثیری بسیار زیاد بر روند مبارزاتی  و یا حتی دوام آن نیروها داشته باشد.چنانچه در تاریخ ایران هم نمونه های فراوانی از این پدیده را شاهدیم(کلمات استفاده شده مانند پدیده،در این نوشته دارای بار معنایی خاص ایدوئولوژیک نیستند).دستگیری فقط سه نفر در سازمان مجاهدین خلق  که از اعضای موسس آن سازمان بودند باعث به بیراهه رفتن کل سازمان در سالهای آینده شد.یا در کشور کوبا با کشته شدن فقط یک نفر(چه گوارا)کل انقلاب و نبرد مسلحانه به بیراهه رفت.چنانچه اکنون فیدل کاسنرو جز نامی از سوسیالیزم در کشورش به یادگار نگذاشته و اعمالش جز حکومت مطلقه و دیکتاتوری،نمیتواند تفسیر دیگری پیدا کند.

پس اولین هدف تشکیلات مخفی که اعضای محدود دارد،حفظ اعضاست.کادر تشکیلات مخفی باید حتی الامکان بدون اطلاعات باشند تا در صورت کم آوردن و تسلیم شدن،اطلاعات مهمی برای لو دادن نداشته باشند.اما شرایطی را در نظر بگیرید که کسانیکه دستگیر شده اند  همه ،افراد مهمی از تشکیلات هستند و ارزش وجودی آنها با کل اعضا برابری میکند.به طبع فشار وارده بر آنها نیز بسیار طاقت فرساتر خواهد بود.ما قصد آن نداریم که نحوه بر خورد یا مقاومت در برابر شکنجه را در این نوشتاربیاوریم.هرچند از واجبات مبارزه است ولی رسالت ما چیز دیگری است.مهمترین و اتفاقا آخرین راه شکنجه،شکنجه عزیزان در برابر چشمان مبارز است.تاریخ جنگهای رهایی بخش در الجزایر،کوبا ، شیلی و... به خوبی گواه این مدعاست.در انقلاب آرژانتین،به زن و دختر مبارز در پیش دیدگانش تجاوز میشد تا او را وادار به اعتراف کنند.در شیلی اگر مبارزی سکوت نمیکرد و تهدید برای او ثمری نمیافت،فرزندش را میکشتند و یا در شرایط بدتر او را میدزدیدند.به این ترتیب مبارز به جای اینکه وقتش را و توانش را صرف نوشتن و اندیشیدن و دست به اسلحه بردن کند،صرف پرس و جو و پیدا کردن عزیزش میکرد و در پایان در یک شرایط خنثی که از پیدا کردن و جست و جو خسته شده،جنازه اش را میافت.میتوان گفت از هر ده مورد اینچنینی فقط یک مورد به ادامه مبارزه میپرداخت.نکته مهمی که اینجا مطرح میشود،حد تحمل است. به راستی چقدر میتوان دوام آورد؟آیا مبارزه تا حد شکنجه عزیزان قابل توجیه است؟اصولا اگر خانواده فرد راضی به مبارزه نباشند آیا آن فرد در قبال خانواده اش مسئول نیست؟خانواده چه گناهی کرده که به آتش مبارز بسوزد؟آیا وظیفه انسانی حکم نمیکند که در قبال توهین و حرمت شکنی دیگران،جلوی بی آبرویی و ضرر مالی و جانی آنها را بگیرد؟او مسئول دیگران نیست؟

حسین درسی که میدهد بیشتر از شهادت اوست.او نحوه مبارزه محدود و روش مقاومت را هم آموزش میدهد.در جنگ محدود عاشورا که تبدیل به یک قیام نامحدود میشود(از ویژگیهای شهادت) در تاریخ،مبارز حدی برای تحمل ندارد. درس  بزرگتر از شهادت حسین،نحوه و چرایی مبارزه اش بود.ما در اینجا درمورد چرایی سخن نخواهیم گفت چون در بخشهای قبلی کتاب به وضوح و به صورت گسترده در این باره بحث شده است.اما جنگ عاشورا،یک کلاس رزم چریکی است.اینکه با وجود زنده بودن یاران،چرا حسین فرزندش را پیش از ایشان به شهادت میفرستد،میتواند توجیهی بر مبارزه و تقدس و اصالت "جهاد" بر "ماندن" باشد.اصولا حسین میبایست در فکر جانشین بعد از خود  و یا حداقل هدایگرو گروه رهبری پس از خود باشد ولی اتفاقا در اولین میدان مبارزه همین افراد هستند که کشته میشوند و برای فردا خونشان میماند نه جسمشان.حسین در راه مبارزه اش به من و تو میگوید که اگر در برابر چشمانت پسرت را کشتند،ناموست در خطر قرار گرفت و برادرت را قطعه قطعه کردند،اصالت بر خون است،نه ماندن و کنار کشیدن.اگر به ایمانت توهین شد ولی خواهرت در سوء نیت قرار گرفت؛اگر بر شرفت توهین شد ولی برادرت در معرض سوء قصد قرار گرفت؛چه باید کرد؟

حسین به همه این چه باید کردها پاسخ داده است.او در مکانی سخت تر از آرژانتین و شیلی و الجزایر بود.هم تجاوز به ناموس،هم قتل عزیزان در برابر دیدگان و هم توهین و افترا بستن به او،در منتهی درجه قساوت بود.درسی که حسین به ما میدهد،مقاومت در هر شرایطی است.تو مسئول جان مادرت  یا برادرت نیستی.تو مسئول تجاوز به خواهرت نیستی.تو مسئول بی پدر شدن برادرت نیستی.اما.....تو مسئول تجاوز به خواهران امتت هستی.مسئول زندگی و ایمان و سعادت پدران ملتت هستی.اگر پدران به خون تو نیاز دارند،بگذار پدرت در خون خویش بغلتد.اگر مادران به ضجه خواهرت فردا در شادی خواهند بود،بگذار برادرت در برابر دیدگان خواهرت برای مبارزه تو،قطعه قطعه شود.اگر ملتت به شمشیر و جان تو نیاز دارد تا جانش در امان باشد،جانت را هدیه ملتی و خلقی کن که خدا آنرا آفریده و خود را نه پروردگار تو،که پروردگار مردم قرار داده.پس بگو پناه میبمرم به خدای مردم،شاه مردم،پروردگار مردم.ای ملک الناس،ای اله الناس،برای در هم شکستن وسواس خناس،خونها ارزانی تو باد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/04ساعت   توسط بهزاد  | 

 

بیست و شش تیر , جمعه : امروز همه آمده بودند.همه ی سبزهای تهرانی,همه ی باتوم بدست های اقصی نقاط ایران هم جمع آوری شده بودند.همه ی گاردهای ویژه و همه ی بسیجی ها که بیش از دو هزار نفر نمیشدند.

امروز بیش از دو و نیم میلیون ایرانی سبز در صحنه مذهبی سیاسی نماز جمعه به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی حاضر شدند.او در خطبه های نماز جمعه سخنان شفاف و انتقادات سیاستمدارانه ی تلخی را مطرح کرد و ندای مردمی را که از او درخواست میکردند “ساکت نباشد” را به خوبی پاسخ داد.شاید در اولین نگاه سخنان هاشمی آن تندی لازم را نداشت اما با دقت بیشتر در نحوه ی انتخاب مطالب در خطبه اول و دوم و سپس اشاره های مستقیم ایشان به زندانیان سیاسی و اعتراضات مردم و در خطر بودن مشروعیت نظام و ناکارآمدی شورای نگهبان و مهمتر از همه تایید نکردن سلامت انتخابات میخ های محکمی بر تابوت دولت شکست خورده ی روسی زد.اکبر هاشمی رفسنجانی به شدت از جانب اربابان تحت فشار بود تا باب میل آقایان سخن بگوید اما به خوبی از عهده ی نقش امروز خود برآمد و آزمون سختی را در دادگاه قضاوت مردم ایران با موفقیت پشت سر گذاشت. 

آقای رفسنجانی خطاب به هزاران نفر که در نماز جمعه امروز شرکت کرده بودند عدم رضایت خود را از حوادث بعد از انتخابات نشان داد و گفت در این مدت اعتماد مردم خدشه دار شده است و با بحرانی توصیف کردن شرایط بعد از انتخابات ایران برای رفع این وضعیت پیشنهادهایی از جمله آزادی زندانیان سیاسی را مطرح کرد.تاکید ایشان بر اهمیت و حفظ جمهوریت نظام نیز یکی از تو دهنی های زیرکانه بر علیه مردمفریبان بود.برداشتن سانسور از روزنامه ها و آزادی قانونی رسانه ها و نقد صدا و سيما و درخواست حضور مخالفين در صدا و سيما برای ابراز انتقادات نیز از نکات ارزشمندی بود که ایشان بدان اشاره کرد.

همین که روزنامه های کیهان و ایران و وابستگان دولت از سخنان هاشمی آشکارا اعلام انزجار کرده اند نشان از شدت آسیب و دردیست که از سخنان به حق هاشمی متحمل شده اند.

با اینکه در خوشبینانه ترین حالت انتظار این سخنرانی را از ایشان نداشتم اما در همین جا اعتراف میکنم که حقا که شما لیاقت این همه منصب بلند پایه و حساس را در انقلاب داشتید چرا که در مقاطع حساس به مردم نزدیکتر بودید نه دشمن مردم!!!

ایلنا در باره حاضرین در نماز جمعه امروز چنین نوشت: حضور چشم‌گير شخصيت‌هاي سياسي در نماز جمعه امروز تهران بسيار مشهود بود.

علاوه بر موسوي و كروبي كه پيش از اين اعلام كرده بودند كه در نماز جمعه تهران حضور خواهد داشت، از طيف‌هاي مختلف سياسي نيز به نماز جمعه رفتند.

از بيت امام خميني(ره)،سيد ياسر خميني نيز به نماز جمعه آمد، و علاوه بر اين، حسن روحاني،مجيد انصاري، ناطق نوري، محسن رضايي، محمد هاشمي، محمد رضا باهنر، عليرضا محجوب، نبي‌حبيبي و شيخ قدرت‌الله عليخاني نيز در نماز جمعه امروز تهران ديده شدند.

حضور عبدالله نوري بعد از قريب به 11 سال در نماز جمعه تهران و در حالي كه در ميان مردم در ميدان فلسطين بود قابل توجه افكار عمومي قرار گرفت.

آخرين حضور عبدالله نوري در نماز جمعه به سال 1377 بر مي‌گردد كه در آن زمان از سوي برخي افراد منتسب به گروه‌هاي خاص تعرضاتي به وي صورت گرفت.

امروز نيز وزير كشور دولت اصلاحات همراه با مردم در نماز جمعه حضور يافت ولي عده‌اي از افراد منتسب به گروه‌هاي خاص سعي در اهانت و تعرض با ركيك ترين الفاظ به ايشان را داشتند كه با همراهي وسيع مردم از اين اقدام جلوگيري شد.

امروز رئیس جمهور محبوبمان میر حسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد همراه با همسران برخی از بازداشت شدگان حوادث اخیر در نماز جمعه شرکت کردند.هنگامی که جمعیت از حضور موسوی با خبر شد، یک صدا شعار«یا حسین،میرحسین» سر دادند و در حالیکه مزدوران کودتاچیان سکوت کرده بودند، ادامه دادند:”ما اهل کوفه نیستیم، حسین تنها بماند” ،”ما اهل کوفه نیستیم،پول بگیریم بایستیم”، ” سلام بر موسوي، ايراني مي‌ميرد؛ ذلت نمي‌پذيرد”…

و وقتی این شعارها در سراسر منطقه پیچید،مزدوران یادشان افتاد که باید بگویند:” مرگ بر منافق”.

در این فضا،موسوی به محض ورود به داخل دانشگاه، در آخرین صف نشست و از حضور در ردیف جلو خودداری کرد.همسر وی نیز به میان زنان دیگر رفت و در کنار سجاده سبز آنان سجاده اش را گشود. 

هم میهن نیوز درباره ی بی شرمی رسانه ی ملی در سانسور سخنان رفسنجانی چنین نوشت : صدا و سیما مشروح خطبه های نماز جمعه تهران را به صورت سانسور شده و گزینشی پخش کرد. این برخورد شگفت انگیز که در 30 سال گذشته بی سابقه بوده است به ویژه شامل مونتاژ شعار های نمازگزاران و جایگزینی آن با برخی شعارهای خاص بارزتر بود. جالب تر آنکه صداو سیما شعارهای نمازگزاران مبنی بر مرگ بر چین و مرگ بر روسیه را نیز سانسور کرد. سازمان تحت امر ضرغامی همچنین هنگامی که آیت الله هاشمی رفسنجانی به کشتار مسلمانان توسط دولت چین پرداخت به سانسور متوسل شد. اعتراض هاشمی نسبت به کشتار مسلمانان چین با شعار یکپارچه مرگ بر چین نمازگزاران مواجه شد به طوری که رئیس مجلس خبرگان رهبری با گفتن اینکه «لطفا آرام باشید من هم دارم همین را می گویم» نمازگزاران را به سکوت دعوت کرد اما این بخش از سخنان هاشمی در جریان مشروح خطبه های نماز جمعه به شیوه ای تردستانه سانسور شد. گفتنی است جای چند جمله از سخنان ابتدایی خطبه هاشمی رفسنجانی که در آن به شرایط ویژه خیابان های اطراف دانشگاه تهران اشاره شده بود نیز در نسخه پخش شده توسط صدا و سیما خالی بود.

 

نماز جمعه 2.5 میلیونی امروز 26 تیر 1388 تهران بار دیگر ثابت کرد که جنبش عدالت خواهی ایرانی ها بعد از گذشت بیش از یک ماه نه تنها سست نشده بلکه با برنامه ریزی و انسجام و بلوغ بیشتری در صحنه سیاسی حاضر است و میرحسین موسوی را تنها رها نکرده است.

مردم ایران آنقدر بیدار و هشیار شده اند که در پاسخ به مسئول شعار (وزیر شعار) نماز جمعه که میگفت : مرگ بر انگلیس و آمریکا – شعار میدادند مرگ بر روسیه و چین !!

از جمله شعارهای ناب و بی سابقه ی امروز مردم در نماز جمعه:

ما اهل کوفه نیستیم , حسین تنها بماند ( اشاره به میرحسین )

خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست

دولت کودتا , استعفا , استعفا

روسیه حیا کن کشورمو رها کن

ايراني مي‌ميرد ؛ ذلت نمي‌پذيرد

ما اهل كوفه نيستيم، پول بگيريم بايستيم

ندای ما نمرده،این دولته که مرده

هاشمي زنده باد، موسوي پاينده باد

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

بسیجی واقعی،همت بود و باکری

حسین حسین شعار ماست موسوی افتخار ماست

امروز اتفاقات نادر زیادی در حواشی نماز جمعه تهران روی داد اما یک اتفاق باور نکردنی بیش از همه جلب توجه میکرد و در رسانه های جهانی به شدت منعکس شد:

در سرزمین امام زمان , در دولتی که مدیریتش را به امام زمان وصل میکند ( به زور ) به نمازگزاران ایرانی با گاز اشک آور و باتوم حمله کردند, کاری که پیش از این صهیونیست ها با نمازگزاران مسجدالاقصی انجام داده بودند.

امروز مرد و زن , پیر و جوان , با چادر و بی چادر در کنار هم نماز خواندند و با دیدن این صحنه ها و عکس ها اشک شوق در چشمان من حلقه زد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/27ساعت   توسط بهزاد  | 

به گزارش قلم نیوز، شبکه خبری دویچه وله در گزارشی در خصوص مناظره مهندس میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد نوشت: شامگاه چهارشنبه (۳ ژوئن / ۱۳ خرداد) مناظره‌ تلویزیونی میان محمود احمدی‌نژاد و رقیب پرطرفدار او در انتخابات ریاست جمهوری، میرحسین موسوی برگزار شد. گفته ‌می‌شود حدود ۵۰ میلیون نفر از شهروندان ایرانی از شبکه‌‌ تلویزیون سیمای جمهوری اسلامی این مناظره را شاهد بودند.

«احمدی‌نژاد مانند طرفدارانش بحث می‌کرد»

از نظر یک تحلیلگر سیاسی، در این مناظره محمود احمدی‌نژاد از جایگاه یک رئیس جمهور سخن نمی‌گفت و در برابر متانت میرحسین موسوی تأثیر مثبتی بر روی بیننده و شنونده‌ ایرانی نداشته است.

این تحلیلگر سیاسی گفت: چیزی که من شاهدش بودم این بود که آقای احمدی‌نژاد در حد آدمی که گویی اصلا رییس جمهور نیست و مثل یکی از طرفدارانش که وقتی می‌خواهد درگیر بشود و بحث کند، وارد مناظره شد و اگر بخواهیم به لحاظ سیاسی بحث کنم، حس کردم که ایشان فکر می‌کند میدان بازی را به کلی واگذار کرده و به هر چیزی چنگ می‌زد تا چیزی را مطرح کند. این ممکن است که برای بعضی از طرفدارهایش جاذبه داشته باشد، ولی برای آدمی با خصوصیات ایرانی که می‌خواهد متانت و سنگینی‌ای در شخصیتی به اسم رییس جمهور ببیند، اصلا دیده نمی‌شد. بنابراین به نظرم تأثیر خیلی منفی روی این تیپ افراد گذاشت.

وی تصریح کرد: آقای موسوی هم به هر حال در موضع تهاجم بود. آقای احمدی‌نژاد اصلا نتوانست ایشان را در موضع تدافعی بیندازد و ظاهرا نسبت به این نکته ایشان آگاه بودند که نباید در این موضع بیفتند و از یک موضع واقعا متین و اصولی شروع کردند. آقای موسوی شروع کردند به مطرح کردن رفتارهای آقای احمدی‌نژاد در حوزه‌ بین‌الملل و در صحنه داخل که می‌شود اسم‌شان را سبک و جلف گذاشت.

وی معتقد است: اما مناظره در این سطحی که انجام شد، فکر می‌کنم به سود آقای میرحسین تمام شد. چون آقای احمدی‌نژاد اگر بر اعصابش کنترل داشت و احساس آرامش می‌کرد، می‌توانست خیلی جدی‌تر و بنیادی‌تر دوره‌ هشت ساله‌ نخست‌وزیری آقای موسوی را نقد کند. آقای احمدی‌نژاد ناتوان ماند و شروع به بحث‌هایی کرد که مربوط به دیگرانی بود که اساسا ربط مستقیمی هم با آقای موسوی نداشتند. آقای موسوی هم گفت خب هر کسی مسئول کار خودش است، این چه ربطی به من دارد. اما آقای موسوی هم می‌توانست سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد را بنیادی‌تر مورد بحث قرار بدهد. من خود قبلا فکر می‌کردم که یکی از جاهایی که آقای احمدی‌نژاد بتواند موفق ظاهر بشود، همین‌جاست، اما او این فرصت را از دست داد و آقای میرحسین هم با عبور از این مرحله، فکر کنم موقعیت‌اش بهتر شد. تصورم این است که آقای احمدی‌نژاد به‌رغم حمله‌هایی که کرد، ولی در مجموع در موضع دفاعی قرار داشت». 

در این مناظره رئیس جمهور کنونی، محمود احمدی‌نژاد بارها اظهار داشت که مورد حملات سه کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری است. وی بی‌آنکه به طور مشخص به انتقادهای رقیبان خود پاسخ دهد، در طول مناظره چندین مرتبه تکرار کرد که انتقادهای گسترده علیه او منصفانه نیست.

در ادامه این گزارش آمده است که در سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی در ایران، احمدی‌نژاد در طول این مناظره، ۱۶ سال دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی و نیز ۸ سال دولت میرحسین موسوی در دهه‌ی اول انقلاب را مورد حملات شدید خود قرار داد و آنها را به رانت‌خواری و فساد مالی و قدرت‌طلبی متهم کرد. وی دوره چهارساله‌ی ریاست جمهوری خود را عادلانه‌ترین و صادق‌ترین دوره‌ موجودیت جمهوری اسلامی نامید و خود را از هر گونه فساد و رانت‌خواری مبرا دانست.

احمدی‌نژاد در این مناظره به اتهام علیه مسئولان دولت‌های پیشین اکتفا نکرد و پای اعضای خانواده‌های آنها را نیز به میان کشید. وی با نام بردن از شخص اکبر هاشمی رفسنجانی و فرزندانش، ناطق نوری و پسرش، آنها را متهم به رانت‌خواری و ثروت‌اندوزی کرد. احمدی‌نژاد حتا بدون مدرک و دلیل همسر رقیب انتخاباتی خود میرحسین موسوی را متهم کرد که مدارک تحصیلی‌‌اش واقعی نیست.

یکی از روزنامه‌نگاران اصول‌گرا پس از این مناظره اظهار داشت: «ممکن است حرف‌هایی که احمدی‌نژاد زد، درست یا نادرست باشد، اما این نوع برخورد کردن برای رئیس جمهوری مطلوب نبود».

این فعال سیاسی محافظه‌‌کار گفت: «آن کسی که در این مناظره آسیب دید، نظام بود. صحبت‌های مطرح‌شده سخیف‌تر از این بود که در مورد آن صحبت کنیم».

به عقیده این فعال اصولگرا، در کشورهای دیگر هم نمی‌آیند افرادی که در آنجا حضور ندارند را به فسادهای بزرگ خود و اطرافیان آنها متهم کنند و بعد هم بگویند این مناظره است. 

به گفته، مسئول ستاد نسیم که از میرحسین موسوی حمایت می‌کند، پس از این مناظره، در سراسر کشور از طریق پیامک‌ها درباره‌ این مناظره نظر داده می‌شود. 

وی می‌گوید: امروز اس.ام.اس‌هایی در سراسر کشور بین مردم مبادله می‌شد، مبنی بر این که اخلاق بر هتاکی و تهمت و اضطراب پیروز شد. خب این نشان می‌دهد که مردم ایران می‌فهمند که چه حرفهایی راست و چه حرفهایی دروغ است؛ و چه حرفهایی پایه و اساس دارد
+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت   توسط بهزاد  | 

بسمه تعالی

            بعد از ظهر دیروز آذربایجان غربی و شهر ارومیه شاهد حماسه حضور فرزندش میرحسین موسوی بود.حماسه ای که نشان آن اشک شوق پیرمردان و پیرزنانی بودکه در میان شادی جوانان به پیشواز امیدشان رفته بودند.این پیشواز نه مانند دیگران در چارچوبهای اجبار سازمانی بود و نه طیف خاصی را در بر گرفته بود.مردم ارومیه و شهرهای دیگر با هر وسیله ممکن خود را به 40 کیلومتری اتوبان تبریز – ارومیه رسانده بودند تا طولانی ترین استقبال از موسوی را با عشق و امید به ظهور برسانند.ازدحام جمعیت بیش از دو هزار نفری در وسط اتوبان به حدی بود که اتوبوس حامل موسوی بیش از نیم ساعت مجبور به توقف در وسط اتوبان شد تا میر حسین به احساسات مردم پاسخ گوید.کسی نمیتواند شمار خودروهای به پیشواز آمده را حدس بزند،فقط باید بگوییم که دو کیلومتر راه در طی یک ساعت پیموده شد.اما این جمعیت فقط برای میرحسین نیامده بودند.زنان و دختران بسیاری نسبت به حضور زهرا رهنورد ابراز احساسات میکردند و با شعارهای «همره موسوی ،خوش آمدی خوش آمدی»ورود او را به مهد انقلاب و تفکر و سرزمین باکری ها گرامی داشتند.خودرو حامل موسوی از کنار هر دهی که رد میشد چاره ای جز توقف نداشت؛روستائیان برای سید خود ،قربانی آورده اند.روستای دیگر برای پیش واز دهل و سورنا آورده و جوانان روستا در مقابل امیدشان پایکوبی میکنند.اینجا حتی ارمنیها و آسوریها دسته دسته گل برای محبوبشان آورده اند.

موسوی با حداقل 500 خودرو وارد شهر شد.به خاطر ترس از بروز سد رفت و آمد در نقاط مهم شهر،اتوبوس موسوی کنار شهر را برای رسیدن به ورزشگاه 6000 نفری انتخاب کرد اما این ترفند هم در برابر سیل مشتاق جمعیت چاره ساز نشد.تمام اتوبانها و خیابانهای مسیر عبور ، یک طرفه شد تا شاید کمی از بار ترافیک کاسته شود ولی این ترافیک به خاطر حضور مردم بود نه خودروها.خبرمیرسید که از ساعتها قبل سالن ورزشی پر شده است.پس از یک ساعت ،مسیر کمتر از یک کیلومتری پیموده شد و موسوی اینک در آغوش جمعیت است.چه پیر و چه جوان فریاد سر میکشند:"بو سیدین نفسی  سیندیراجاق قفسی".آری مردم به تنگ آمده بودند.آنهم مردمی که در کل ایران به آزادی و فرهنگ و مبارزه با زور و ظلم شهره اند.فریادها برایم فقط یک معنی میداد:اینها بغض چندین ساله اند که اکنون فریادگرشان را یافته اند.بیش از 15000 نفر جمعیت در ورزشگاه و بیرون از آن در انتظار موسوی بودند.و اینک صحنه بیمانند حضور :

ساعت 8 عصر دیروز میر حسین موسوی با مردم ارومیه سخن گفت.مردم که دسته دسته از ساعتها قبل در سالن تجمع کرده بودند ، قبل از ورود میر حسین ، شعر «ای ایران» را بارها و بارها در سالن با صدای بلند خواندند.صدای تشویق و فریاد جمعیت حاضر تهیه گزارش را برای شبکه های خبری مشکل کرده بود.هرچند میدانستیم دولت مهر ورز در هیچ برنامه خبری به حضور باشکوه مردم ارومیه در حمایت از موسوی اشاره نخواهد کرد.دقایقی بعد از حضور میرحسین در جمع مردم در بیرون از ورزشگاه و پاسخ به ابراز احساسات مردم بیشماری که به دلیل کمبود  جا نمیتوانستند وارد سالن شوند، موسوی در میان شعارهای«موسوی حمایتت میکنیم» وارد سالن شد.سخنران اول آقای خورشیدی مسئول ستاد موسوی در استان بود که ضمن خیر مقدم به او ابراز داشت:جمعیت حاضر به عشق ایران حضور یافته اند".وی ضمن اشاره به سابقه انقلابی مردم ارومیه و آذربایجان بیان داشت:"اگر این مردم در 22 بهمن 57 به ستم و جنایت نه گفتندو علیه دیکتاتوری به پا خاستند، در 22 خرداد علیه دروغ و عوام فریبی برخواهند خاست".وی در میان تشویق مردم ادامه داد:"ما در 22 خرداد نشان خواهیم داد که آذربایجان ، کماکان در فکر ایران است".سخن آخر خورشیدی که در میام تشویق شدید حضار ابراز میشد بارها و بارها به شعار تبدیل شد.خورشیدی با بیان حمایت و عشق بی پایان مردم آذربایجان به خاتمی ، گفت:"ما امروز گرد آمده ایم تا بگوییم پرچم اصلاحات بر زمین نیافتاده و نام خاتمی عزیز همیشه در سینه های ماست و ما به عشق خاتمی، عشق او را به شما ارزانی میداریم".

موسوی سپس در میان فریادهای «آذربایجان بیر کلام   موسوی دیر والسلام»و تشویق مردم به پشت تریبون آمد.وی که با زبان ترکی حرف میزد ضمن انتقاد از اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی ، خصوصا سیاست خارجی ، اظهار داشت:"فقط با وعده و کارها و پروژه های سطحی ما را مشغول کرده اند".وی با خواندن قسمتی از اشعار شهریار در منظومه حیدر بابا که اشاره به ظلم و نامردی بود، بقیه سخنانش را به فارسی بیان کرد.میر حسین موسوی با گلایه از عدم بکار گیری نیروهای متخصص در تمامی زمینه های ملی، ایران را دارای پتانسیلهای ارزشمندی از جمله سه میلیون دانشجو و هزاران استاد دانشگاه دانست و گفت"اعتراض من هم همین هاست که چرا از این نیروها استفاده نمیکنیم.درست به همین دلایل است که اکنون وضع ما این است و به بحران اعتماد با سایر کشورها رسیده ایم و پاسپورتهای ایران در خارج از کشور بی اعتبار شده اند".وی با اشاره تلویحی به موضوع گشتهای ارشاد بیان کرد"نباید به مردم دید امنیتی داشته باشیم و عزت آنان را زیر سوال ببریم و آنگاه بیاییم در شب انتخابات پول بین مردم پخش کنیم تا رای بیاوریم".موسوی با تاکید بر اصول قانون اساسی در مورد اقوام و قومیتها ، نوشتن و خواندن به زبان مادری را حق مردم آذربایجان دانست و تصریح کرد:"نباید به فرهنگهای تاریخی و مختلف خود به دیده امنیتی نگاه کنیم.بخشی از هویت ما آذربایجان است  و این در منافات با ایرانی بودن ما نیست".موسوی اما به وضعیت اقصادی آذربایجان هم پرداخت و نابسامانی این منطقه را در عدم استفاده از مدیران لایق دانست.وی آذربایجان را به دلیل دروازه ورود به اروپا  و به خصوص ترکیه دارای پتانسیل بسیار قوی اقتصادی دانست ، چنانچه با اصلاح اوضاع اقتصادی آذربایجان میتوان اوضاع اقتصادی کل ایران را بهبود بخشید.میرحسین با بیان نقاط ضعف مدیریتی کشور و اجرای سیاستهای سطحی و پرجنجال و بدون پشتوانه منطقی در امور خارجی ایران گفت:"کسیکه نمیتواند کشور را مدیریت کند مگر میتواند ادعای مدیریت جهان را داشته باشد؟".وی سپس افزود:"ما با تکیه بر متخصصان خودی ابتدا به خودمان سامان بدهیم و سپس باید یاد بگیریم که با جهان چگونه تعامل کنیم.این چه سیاست خارجی است که بر خلاف نظر کارشناسان در اجلاسی شرکت میکنیم که با حرفهایی جهان را علیه خودمان بسیج کنیم تا دوباره هولوکاست توسط جهان تایید شود و در آخر به آن لقب افتخار و حماسه بدهیم؟آیا توهین کشورها به ایران حماسه است؟".وی با ذکر خاطره ای از امام (ره) به مصداق اعتراض خود پرداخت و گفت:"در اواخر سال 60 که بنده وزیر امورخارجه بودم تصمیم میخواستیم بگیریم برای حضور در مجمع جهانی و کنفرانس آن.اما امام با تاکید بر حفظ آبروی انقلاب و ایران با توجه به احتمال هر چند بسیار ضعیف خرابکاری در حین سخنرانی بنده مثل خاموش کردن میکروفون،اجازه حضور ندادند و اینک بدون هیچ تفکری ما به هر اجلاسی میرویم و هر حرفی میزنیم".موسوی در پایان سخنان خود به راه حل برون رفت از مسئله اسف بار اقتصادی آذربایجان اشاره کرد و تعامل با همسایگان از جمله عراق و ترکیه را بهترین راه حل موجود دانست و تاکید کرد که نباید باز به اقتصاد سطحی و زودگذر پناه برد.وی اظهار امیدواری کرد که آذربایجان به جایگاه رفیع خود در گذشته و به سرزمینی پیشرفته از لحاظ اقتصادی در آینده دست یابد.

 

                                                  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت   توسط بهزاد  | 

نخبگان آنقدر زیاد بودند که بسیاری از آنها ایستاده در گوشه و کنار سالن تا پایان در برنامه شرکت کردند.آنچه مایه شگفتی چه دیروز در مراسم پیشواز و چه امروز در سالن بود،حضور راست گرایان سنتی و اصولگرایان چند آتیشه استان در سالن گرم ولی آرام مجتمع فرهنگی بود.نمیدانم آیا آنها به عکس بزرگی که کنار تریبون نصب شده بود نگاه میکردند؟عکسی که خاتمی در کنار موسوی بود و در آن نوشته شده بود:آذربایجان برای بار سوم ایران را نجات دهد.شاید آقایان اصولگرا،برحسب اصول زمانی و مکانی، خاتمی را هم جزو اصول خود قرار داده اند.اما در این میان چهره های شاخص اصلاح طلب از جمله خانم امانی نماینده سابق ارومیه در مجلس شورای اسلامی در دوران اصلاحات و آقای میرلوحی استاندار اسبق در میان حضار بودند.یادم می آید امانی دیروز در مراسم استقبال به زور خواهان آوردن نوه دخترش به کنار میرحسین بود تا ضمن تقدیم دسته گل به او ابیات یا آیاتی هم برای خوش آمد گویی بخواند اما فشار مردم بیش از طاقت امانی بود،گرچه دسته گل به مقصد رسید اما حرفها نه.نمیدانم آیا در هیئت همراه که پر بود از سیاسیون و مسئولین سابق آذربایجان،جایی برای امانی نبود؟

این بار هم به سان دیدار با کروبی ما را با آهنگهای آذری به فیض رساندند.خودمانیم،شرایط زمانی و مکانی، اصولگرا و اصلاح طلب نمیشناسد.اما دقیقه ای بعد موسیقی فیلم «از کرخه تا راین» جایگزین این طرب شد.شاید این گریزی بود بر یادآوری دوران جنگ توسط حامیان نخست وزیر جنگ.ولی به آنان باید گفت که روبان ما سبز است و صحبت از آزادی و صلح میکنیم نه جنگ.شاید این سبزینه انتخابات با این آهنگ سرخ، نشانی بود از پرچم ایران تا همه بدانند که وسعت نام میرحسین به اندازه ایران است.راستی امروز بعد از صلوات،کف هم زدند،شاید این ادغام اصولگرایی و اصلاح طلبی باشد هرچند صلوات نباید جنبه غیر دینی به خود بگیرد.دیگر اینکه عبدالعلیزاده که در کنار کروبی کت و شلوار قهوه ای پوشیده بود،این بار سراسر سبز شده بود.هنوز تشخیص نداده ام کدام رنگ بر قامت ایشان دلفریبی میکند. هنگام سخنرانی به نظر می آمد که صدایش میلرزد.شاید به این دلیل بودکه از چیزهایی میگفت که قبلا فقط در گوشها زمزمه شده است.یعنی صدایی که از دل به بیرون رها شود این همه زلزله دارد یا زلزله ساز است؟او که خود مهندس ساختمان است و متخصص زلزله.

واما این کلیپ که شاید بتوان نماهنگ تعبیرش کرد.تار زیبایی داشت اما هنوز تا سه تار فاصله باقی است.حضور گرم ستارخان و باقرخان و خیابانی و در این کلیپ،امر بی بدیلی بود که شوک حاصل از آن را فقط میتوانستیم با کف و صوت زدن رفع کنیم.کسی چه میداند شاید این غریبگی این قهرمانان و تاریخ سازان با این کلیپ در سیما به پایان برسد تا اینهمه در دیدار با جماعت سرخ نشوند و رو ترش نکنند.

وسخن آخر اینکه هیچ گاه بین سردبیر و مدیر مسئول ننشینید.چون به جای پرداختن به سخنان سخنران محترم،مجبورید غم سهمیه کاغذ و آگهی و تذکر رسیده از فلان جا و حرف فلانی را وارد دستور بکنید. حال خودتان تصور کنید این شوربای سیاسی را که حرفهای سرخ در محیطی سبز زده شوند و تو مجبور باشی آنها را سفید بنویسی.

 

سرویس سیاسی                  بهزاد صبری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت   توسط بهزاد  | 

صبح روز چهارشنبه میرحسین موسوی با جمعی از اصحاب رسانه و اساتید و سیاسیون آذربایجان غربی دیدار و گفتگو کرد.دراین جلسه که با حضور 2000 نفری برگزار شد ،نخست وزیر دوران جنگ ضمن بر شمردن دلایل حضور خود در عرصه انتخابات بار دیگر به مسئله آزادی اندیشه و قومیتها پرداخت.وی ارومیه را کلکسیونی از فرهنگها دانست و زندگی بی دغدغه اقوام در کنار یکدیگر در این استان را نمونه ای برای تحمل و استفاده قومیتها توسط دولت برای تعالی فرهنگی آنها و بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی در مسیر این نگرش دانست.موسوی مسئله زبان مادری را مسئله ای مشکل دار در کل کشور عنوان کرد و گفت که به جایی نرفته است مگر آنکه این مسئله در آنجا به عنوان کمبود و نیاز وجود داشته باشد.وی در همین ضمینه اظهار داشت:"منتها اصل این قضیه به این بر میگردد که کسانیکه در چنین مسئولیتهایی قرار میگرند آیا به اصل کرامت انسانی که در سند چشم انداز بیست ساله هم روی آن تاکید شده ،پایبند هستند یا نه.این یک واژه کلیدی در زمینه حقوق بشر است و باید بپذیریم که انسانها ذاتا دارای ارزش و کرامت هستند که اگر چنین کرامتی را به رسمیت نشناسیم ، نتیجه اش همین تقصیم شهروند به درجه یک و دو است".میرحسین با اولویت قرار دادن حفظ امنیت مردم توسط دولت، یکی از راهکارهای موجود را عدم وحشت از تنوع فرهنگها دانست و آنرا فرصتی برای اداره کشور و ارتباط بهتر با جهان خواند.وی سپس با اصل قرار دادن این مسئله ابراز امیدواری کرد که با توجه به ابعاد سیاسی و حقوقی اصل کرامت انسانی در صورت پیروزی در انتخابات ، معونت حقوق شهروندی ایجاد خواهد کرد.او در ادامه با نگاهی گذرا به مشکل موسیقی در ایران و انواع محدودیتهای پیش پای آن ،گفت:"موسیقی چیزی فراگیر است و وسیله ای برای گفتگوی فرهنگهاست و بسیاری از فرهنگها از همین طریق با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.در کشور ما به این دلیل که در این رابطه سیاست درستی نداشته ایم اکنون باید شاهد پخش بیش از 200 میلیون سی دی مبتذل در بین جوانان باشیم".موسوی با گلایه نسبت به عدم حضور موسیقی ملی در برنامه های سیما ، دلیل ورود این تعداد سی دی را خلاء موسیقی دانست و گفت:"عدم نگاه درست به این مسئله فرهنگی ، به جای کمک باعث خرابی اوضاع شده است.چقدر ما روحانی داشته باشیم که مردم را برای سجایای اخلاقی نصیحت کنند؟چقدر این نصیحتها میتواند در برابر این هجمه ورود برنامه ها مقابله کند؟یقینا نمیشود.باید با توجه به ظرفیتهای مترقی جدید،در این بینشها تغییر ایجاد کنیم".وی اقتصاد را تافته جدا بافته در کشور ندانست و فرهنگ و سیاست را لازم و ملزوم اقتصاد بیان کرد و با اشاره دوباره به محدودیتهای موسیقی در کشور گفت:"چیزساده ای مثل موسیقی که میتواند وسیله وحدت باشد،اکنون وسیله ای برای گلایه شده ؛که چرا موسیقی ما را تحریم میکنید و نشان نمیدهید؟این نحوه برخورد غلط ما با موسیقی است".وی با اشاره به اصول 12 و 15 قانون اساسی هرگونه مشکل در مسئله آذربایجان و زبان مادری را ناشی از عدم رعایت این اصول دانست.میر حسین موسوی ادامه داد:"نگاه امنیتی به مسائل روزمره که کاملا قابل حل و توجیه یا تفسیر میباشد برای ما خلل در امنیت روحی ایجاد کرده و باعث ترس انسانها شده است.ترس فقط فیزیکی نیست که کسیبا اسلحه دیگری را تهدید بکند؛کسیکه به آینده اش مطمئن نیست واز ابراز آزادانه عقاید فرهنگی خودش میترسد نیز دارای امنیت نیست".موسوی در این قسمت از گفته های خود با تاکید بر گسترش آزادی های سیاسی، جامعه ای را که در آن ترس سیاسی کمتر باشد و نگاه امنیتی به آن نباشد را جامعه ای شاداب ارزیابی کرد و گفت:"در این صورت سایر مشکلات نیز حل خواهد شد و یکی از راهکارها این است که خود دولت نگاه امنیتی نداشته باشد و به فرهنگها اطمینان داشته باشد.جز این چاره ای نیست که دولت به دانشجویان و افکار مختلف اطمینان داشته باشد".

شوراها یکی دیگر از نکاتی بود که موسوی در مورد آن سخن گفت.او شوراها را برآمده از تز انقلاب دانست و اختیارات آنرا با توجه به اهداف و اصول قانون اساسی،بسیار بیشتر از اکنون ارزیابی کرد، طوریکه شورا بتواند بدون دخالت دولت،طرح برای مجلس ارائه کند ولی امروز اختیاراتش در حد شهرداریهاست.وی ادامه داد:"بنده تصمیم دارم در صورت رای آوردن لایحه یا لوایحی در زمینه اختیارات شوراها به مجلس تقدیم کنم و امید دارم بسیاری از گلایه ها در زمینه احساس عدم امنیت در قالب آن شورا حل شود و ما هم باید با تمام توان همه ظرفیتها را برای فرهنگها و قومیتها و ادیان بگشاییم و بالا ببریم.زبان ترکی و کردی و ... متعلق به همه ایران است و ما باید چنین رویکردی در بحث قومیتها داشته باشیم".وی قرار دادن زبانها در برابر هم را از سیاستهای پهلوی اول(رضاخان) دانست و برای حل شدن این موضوعات ابراز امیدواری کرد.

میرحسین موسوی با اشاره به ایستادگی استان آذربایجان غربی در دوران جنگ به نقل قول عده ای مبنی بر مصادره پیشرفتهای کشور برای دولت کنونی اشاره کرد و بیان داشت":ایده پل میان گذر دریاچه ارومیه از زمان دولت بنده مطرح و کلنگ زنی شد.حتی کاهایی هم انجام گرفت اما به دلیل شرایط جنک این پروژه ناتمام ماند.بعضیها زحمات دانشمندان و مردم و جوانان را به سه –چهار سال اخیر نسبت میدهند.پروژه هسته ای و سایر تکنولوژیهای اساسی که اکنون به ثمر نشسته اند، همین طوری از آسمان نازل نشده بلکه 30 سال و شاید قبل از آن هم برای آن خون دل خورده شده و متعلق به همه این کوششگران است".میرحسین با بیانی طنز آلود هم در پایان گفت که با چنین رویکردی باید دانشمندانمان را مثل ابوعلی سینا متعلق به چهار سال قبل بدانیم.

قبل از سخنرانی موسوی،عبدالعلیزاده وزیر مسکن کابینه اصلاحات ضمن خوش آمد گویی به موسوی در سخنانی چند که تشویق پی در پی حضار همراه آن بود،به بیان دغدغه های ملت ترک پرداخت.او با تاکید بر تغییر در نگاه به حقوق شهروندی،برخوردها و رفتارهای چندگانه در مراجع قانونی مختلف در مواجه با آنرا از آسیبهای حقوق شهروندی تعریف کرد و ابراز داشت که این حقوق درسراسر ایران به خصوص در استان آذربایجان غربی به دلیل دی امنیتی به این استان نادیده گرفته شده است.وی گفت:"در زمان جنگ و حضور ضد انقلاب در این استان،ایجاب میکرد که فضای امنیتی در استان برقرار شود.این فضای امنیتی برای دغاع از مردم و آرامش آنها بود؛اما به تدریج پس از خاموش شدن شعله های جنگ تحمیلی و فرو نشستن حرکتهای ضد انقلاب در منطقه،عوامل امنیتی برای حفظ فضای امنیتی در استان،امنیت را در رابطه با مردم و نه برای مردم به خدمت گرفتند".وی ادامه داد:"امنیت برای مردم است نه مردم برای امنیت.امنیت برای رفاه و زندگی بهتر مردم است نه برای به بند کشیدن آنان".ایشان در ادامه با اشاره به مشکل امنیتی شدن فرهنگ در این استان از سالها پیش ،اضافه کرد:"چگونه میشود از انسان انتظار داشته باشیم که به زبان شیرین مادری ننویسد و نخواند".او در میان تشویق شدید حضار ادامه داد:"کدام نظام امنیتی در طول تاریخ توانسته است زبان مادری را به بند بکشد که ما چنین کنیم؟".او فرهنگ همه کشورها را برآیند همه خرده فرهنگهای همان کشور دانست

و برخورد با تک تک این فرهنگها چه ترکی ،چه کردی و... برخورد با فرهنگ ایران نامید.

استاندار سابق آذربایجان شرقی و نماینده سابق ارومیه در مجلس شورای اسلامی نحوه برخورد با موسیقی آذری را یکی از بزرگترین دغدغه های خود دانست و موسیقی آذری را یکی از غنی ترین موسیقیهای جهان نامید و بیان داشت:"اکنون این موسیقی ، یک حسرت در دل آذربایجان است.چطور میشود در تالارهای بزرگ در تهران و در رسانه ها موسیقی ایرانی باشد اما وقتی به موسیقی آذربایجان میرسیم چرا باید آنرا آنچنان سخت بگیریم که عوامل موسیقی آذربایجان حتی در خود آذربایجان نتوانند موسیقی خود را ارائه بدهند؟کدام تالاری میتواند پذیرای موسیقی آذری باشد؟".

 

                                                 سرویس سیاسی                  بهزاد صبری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت   توسط بهزاد  | 

سخنان تلویزیونی احمدی نژاد نشان های بی شماری از اقتدارگرایی و تمامیت خواهی در سطح کلان بود.او در تلویزیون چنان حرف میزد که گویی از هم اکنون رئیس جمهور است.اکنون به وضوح میتوان علت طرفداریهای نشریه ارگانی سپاه-صبح صادق- از احمدی نژاد را فهمید.حقیقت همیشه در ایران فراتر از واقعیت بوده است.واقعیت این است که مردم خواهان تغییر در روند سیاسی کشور هستند اما حقیقت این است که با توجه به شواهد و قرائن، احمدینژاد برای چهار سال دیگر در مسندش باقی خواهد بود.اما حدس و گمان من تنها به دلیل حمایت سپاه از او نیست، چندی پیش حجت الاسلام حسنی،امام جمعه ارومیه که به تمامیت خواهی ومخالفت با آزادی مشهور است،گفته بود که به احمدینژاد رای خواهد داد.بیان این مطلب از جانب کسی که در واقع نماینده رهبر است،نشان از نظر خود رهبر دارد.بنابراین تکلیف انتخابات مشخص است.

احمدی نژاد با کمال وقاحت ایران را از نظر شرایط اقتصادی و سیاسی بسیار پیشرفته تر و بهتر از 4 سال قبل دانست و دولتهای پیشین را همگی ضد دین و برآورد کننده امیال غرب دانست.همه میدانیم کسی میتواند چنین جسورانه نسبت مواضع مورد انتقاد یورش ببرد که یا مواضعش از طرف نهاد یا گروهی بالاتر توجیه شود و یا این مواضع و عملکردها هدف همان بالا سریها باشد.در هر دو صورت چنین حرفهایی نشان از این دارد که متولیان برگزاری انتخابات بنابه همین تعییدات رهبری و مقامات دیگر ، نام احمدی نژاد را این بار با حدود 25 میلیون رای و احتمالا در مرحله دوم قرائت خواهند کرد.

البته از چندین ماه پیش و در پی جابه جایی امام جمعه یزد در پی طرفداری از موسوی این حدث و گمانها که دستی پشت پرده ضمینه را برای قدرت گرفتن دوباره احمدی نژاد آماده میکند؛قوت بخشیده بود.به این ترتیب و با حذف آخرین بارقه های امید در ظلمات اقتدارگرایی در ایران، بعد از روی کار آمدن مجدد رئیس جمهور فعلی و با به بن بست رسیدن مبارزات مدنی، باید منتظر مبارزات رادیکال و قهر آمیز بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت   توسط بهزاد  | 

 

آیت الله کروبی در ادامه سفرهای انتخاباتی اش که چندی است آغاز شده در حالی وارد استان آذربایجان غربی شد که از حدود بیست روز قبل بنابه گفته قائم مقام حزب اعتماد ملی در استان مفدمات سفر وی و اجاره سالن سینما تربیت ارومیه آغاز شده بود. به گفته تیموری با وجود آنکه هماهنگی هایی با دکتر مختاری به عنوان مسئول این امر انجام یافته بود اما از چند روز مانده به سفر شیخ اصلاحات، سینما تربیت به بهانه تعمیرات ، تعطیل اعلام میشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت   توسط بهزاد  | 

 شامگاه یکشنبه آیت الله کروبی در ضیافت شامی که به افتخار ایشان توسط حزب اعتماد ملی در استان آذربایجان غربی تدارک دیده شده بود شرکت کرد. در این جلسه که تعدادی از مسئولین احزاب و گروههای دوم خردادی و نخبگان سیاسی و اقلیتی استان برگزار شده بود، کروبی ضمن سخنرانی به سوالات خبرنگاران در پایان جلسه پاسخ گفت .                                                                                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت   توسط بهزاد  | 

به نام خدای شهیدان

اگر این سخن یکی از بزرگان را باور داشته باشیم که " تاریخ بر دوش مردگان است  " ، باید برای شناخت تاریخ ، شناختی از این مردگان زنده بدست آوریم.آنچه تاریخساز است ، انسان 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت   توسط بهزاد  | 

دبیرکل جمعیت فداییان اسلام کم‌رنگ شدن تقوای سیاسی در جامعه را دلیل وارد شدن تهمت و تخریب به روند انتخابات در کشور دانست و گفت: «تا زمانی که تقوای سیاسی در جامعه شکل نگیرد، انتخابات به آن صورت که شایسته یک انتخاب شیعی است در جامعه برگزار نمی‌شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت   توسط بهزاد  | 

سردبير پايگاه خبري ياري از فيلتر شدن اين سايت خبري و همچنين سايت نظرخواهي ياري خبر داد.
به گزارش «موج سوم»، بهروز شجاعي در گفت‌وگو با خبرنگار «ايلنا» از فیلتر شدن سایت‌ یاری‌نیوز و یاری خبر داد و اظهار اميدواري كرد مشكل پيش آمده براي پايگاه خبري ياري در آستانه انتخابات مرتفع شود.گفتنی است یاری‌نیوز که اخبار مرتبط با نامزدی خاتمی را پوشش می‌داد توسط تعدادی از جوانان اصلاح‌طلب حامی خاتمی اداره می‌شد و به یکی از رسانه‌های خبری پرمخاطب حامیان خاتمی تبدیل شده بود
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت   توسط بهزاد  | 

آقای طالقانی از مخالفین اجباری نمودن حجاب در ایران پس از انقلاب بودند. کیهان به نقل از ایشان در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشت:
«حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت‌های مذهبی...ما نمی‌گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمیگوید...زنان عضو فعال اجتماع ما هستند...اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟...کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این‌ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.»
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت   توسط بهزاد  | 

دیوان محاسبات كل كشور خواستار دفاع از عملكرد خود در یك برنامه تلویزیونی شد.

 گزارش فارس، دیوان محاسبات كل كشور در نامه‌ای به مدیر شبكه یك سیما با اشاره به سخنان شب گذشته رئیس جمهور در خصوص گزارش دیوان محاسبات مبنی بر عدم واریز یك میلیارد و 58 میلیون دلار به حساب ذخیره ارزی یا خزانه‌داری كل كشور، خواستار حضور در برنامه مشابه تلویزیونی شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت   توسط بهزاد  | 

تهران- خبرگزاري کار ايران
عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي گفت: اگر خاتمي بيايد اصولگرايان قطعا بر روي احمدي‌‏نژاد اجماع مي‌‏کنند و اگر خاتمي نيايد اصولگرايان از احمدي‌‏نژاد عبور خواهند کرد و کانديداي ديگري را مطرح خواهند کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط بهزاد  | 

تهران- خبرگزاري کار ايران
جمعي از جوانان اصلاح طلب پس از حضور در مرقد امام(ره) و تجديد بيعت با آرمان‌‏هاي بينانگذار فقيد جمهوري اسلامي با صدور بيانيه‌اي از ميرحسين موسوي براي حضور در انتخابات دهم رياست جمهوري دعوت ‌کردند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط بهزاد  | 

وقتی ما می توانیم یک پدیده ، متن ، مفهوم یا موضوع تاریخی - اجتماعی را خوب درک و فهم کنیم که از روش صحیح آن وارد شویم؛ وگرنه فهم ما ناقص و ناکامل خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت   توسط بهزاد  | 

شعر خسرو گلسرخی قبل از اعدام

 

خون ما میشکفد بر برف اسفندی

خون ما میشکفذ بر لاله

خون ما پیرهن کارگران

خون ما پیرهن دهقانان

خون ما پیرهن سربازان

خون ما پیرهن خاک ماست

نم نم باران با خون ما شهر آزادی را میسازد

نم نم باران با خون ما

شهر فرهادها را سازد

خون ما پیرهن کارگران

خون ما پیرهن دهقانان

خون ما پیرهن سربازان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت   توسط بهزاد  | 

روزهاي زردشتيان

 ايرانيان، سال را به سي صد و شست و پنج روز و خرده ايي، به شمار آورده اند. براي آنکه خرده ي اندک شبانه روز را يک جا به شمارآورند، چهار سال را 365 روز به حساب آوردند و سال پس از آن را 366 روز شمردند. اين سال را بهيزک ناميدند. آنان براي نخستين بار سال را به 12 بهر ، يا ماه، بخش کردند و براي هر ماه نام هايي نهادند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت   توسط بهزاد  | 

محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد.

 

 

 

نبوتی را میپذیرم،که پیامش را در عاشورا کمال می بخشد.

 

 

 

قرآنم، قرآنی است که به کربلا وصل می شود.

 

 

 

ابراهیم ،ابراهیمی است که به حسین می پیوندد.

 

 

 

و اسماعیلم، اسماعیلی است که به پسر حسین می رسد،

 

 

 

من بی حسین،هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمی پذیرم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت   توسط بهزاد  | 

مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت   توسط بهزاد  | 

راست است ، اینها چیزی نیست ، مگر با آن همه نفرتی که پیغمبر و علی از خرید و فروش انسان داشتند همین روحانیت (به نام فقه سنت یا فقه اهل بیت) در زیر عنوان روشن و مترقی "عتق"(آزاد کردن برده که تنها باب مشخصی است که در آن فقه اسلامی از برده سخن می گوید) قرن ها اصل بردگی و حکم خرید و فروش برده را رسماً و علناً  در حوزه علمی اسلام تدریس نمی کردند و هم اکنون نیز (بی آنکه رسوایی آن را احساس کنند) تدریس نمی کنند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت   توسط بهزاد  | 

به نام خدای شهیدان

واژه شهادت از واژه هایی است که از پیدایش دین در بین مومنین مطرح بوده ولی آنچه تاکنون مطرح نشده یا کم بدان پرداخت شده، خود کلمه مومن بوده که شرط شهادت است.اینکه شهادت چیست و اصولا شهید کیست،موضوع گفتگویی است که ما با حجت الاسلام سپهری داشته ایم.لازم به ذکر است که ایشان در دوران ریاست جمهوری خاتمی ، معاون فرهنگی وزیر ارشاد و نیز مدیر کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در آذر بایجان غربی بودند و هم اکنون نیز در دوران بازنشستگی خود از فعالیتهای سیاسی کناره گیری کرده اند

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت   توسط بهزاد  |